X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آفتابه نویسی...

چهارشنبه 2 خرداد 1386 ساعت 02:04 ب.ظ

از اونجایی که بعضی دوستان گفتن ممکنه ناراحت بشن ما هم بی خیال اون مطلب جنجالیمون شدیم. به جاش این یکیو بخونید...

آفتابه نویسی

در سال های اخیر مطالب آفتابه ای نتوانستند جایگاه واقعی خود را در ادبیات ایران حفظ کنند . به همین دلیل اکثر خوانندگان این مقاله با این نوع ویژه نگارش آشنایی لازم را ندارند پس بهتر است اول به توضیح اصول پایه بپردازیم .

آفتابه نویسی چیست :
آفــــــــــــــتابه نویسی بدین معنی است که نویسنده پرکـــــــــــــار هنگامی که به ؛ چیز ؛... همان جایی که خودتان می دانید‌ ، می رود از وقتش استفاده نموده و تا آفتابه بخواهد پر شود شعری یا داستانی می سازد . فن آفتابه نویسی از قرن ها پیش مورد علاقه نویسندگان و شاعران مشهور و پرکار جهان بوده است . یکی از شاعران مشهور گواتمالا می گوید :
خوشا آنان که دائم در مبال اند *** ز بی شعری بدان هرگز ننالند
نا گفته نماند که در هر دو مصراع این بیت کمی اغراق وجود داردو اگر تیز بین باشید شاید به آرایه تناسب در مصراع اول پی ببرید . شاید دلیل اصلی کاهش استفاده از این فن ارزشمند نویسندگی ؛ کاهش استفاده از اسباب لازم آن ؛ یعنی آفتابه می باشد . قدیمی ها معتقد بودند :
آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی
ولی امروزی ها معتقدند شام و ناهار همچنان هیچی آفتابه لگن هم به طبع هیچی و همین طرز تفکر بزرگترین ضربه را به آفتابه نویسی زده است . حالا بگذریم از بعضی گروه های تندرو که می گویند : آفتابه کمتر زندگی بهتر .
از محدودیت های آفتابه نویسی ؛ فرصت محدود برای تکمیل مطلب است به همین دلیل معمولا آفتابه نوشته های آماتوری نه با پایان مورد نظر نویسنده بلکه با صدای قل قل پرشدن آفتابه پایان می گیرند .
بقیه نکات و مسائل را در غالب چند مثال از شعرهای آفتابه ای بررسی می کنیم . مثال زیر دو بیتی زیبایی است که به زبان محلی سروده شده است. در این شعر جوانی که در خواستگاری شب گذشته اش شکست خورده و نتوانسته به جواب مطلوب برسد داستان خواستگاری اش را در شعری آفتابه ای باز گو می کند :
به منزلشان گذر کردم شب پیش *** دلم گشته ز درد عاشقی ریش
نه در منزل مرا راهم بدادند، *** نه گفتندم به جز گمشو! سخن بیش
ظاهرا ماجرای این خواستگاری عروس خانم را هم به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است وی شعر آفتابه ای زیررا به زبان محلی در وصف خواستگار فوق الذکر بسراید :
دماغ او ز کوهی گنده تر بی *** دهانش همچو پوزه ی گاو خر بی
چو می دیدم قد بالا بلندش *** به یادم تیرک برق و دکل بی
در شعر فوق به ضرورت انتقال مفهوم ؛ ایراد قافیه ایجاد شده است که نشان دهنده معنا گرا بودن شعر آفتابه ای است . این طور نیست که اشعار آفتابه ای فقط عاشقانه و یا در وصف خواستگار ها باشند بلکه بسیاری از شاعران آفتابه ای در شعر خود به مسائل و مشکلات اجتماعی می پردازند . به عنوان مثال شاعر در شعر زیر از مشکلات (( برخی مکان های عمومی )) شکایت می کنند :
فضای این توالت ها بسی تنگ است ؛ و این آفتابه ها اینجا چه بد رنگ است
بیا آفتابه برداریم، به زیر شیر بگذاریم ؛ ببینیم شعرمان آخر چرا لنگ است ؟
دراین شعر همان طور که پیدا است در تاثیر آفتابه نویسی بر پیشرفت شاعر تاکید شده است .
در مثال اجمالی دیگری که ذکر می شود هنگامی که شاعر در دستشویی ( توالت سابق ) ؛ دست به آب اسبق بوده همزمان آب و برق قطع شده و در هم از بیرون روی شاعر بسته شده است و همین باعث شکوفا شدن ذوق شاعر و سرودن شعر زیر شده است :
نه چراغی نفتی و کهنه ؛ نه صدای قل قل آفتابه ای در حال پر گشتن
نشستم پیش این شیری که آبی در درونش نیست ؛ آه ساعت ها است...
حتما خودتان می توانید حدس بزنید شاعر ساعت ها است دارد چه کار می کند ! در پایان مطلب می خواستیم نمونه ای هم از داستان های آفتابه ای را ذکر کنیم ؛ اما علی رغم میل ما مقاله این طور پایان پذیرفت :
قل قل قل

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo