X
تبلیغات
نماشا
رایتل

انگولگ سیاسی

دوشنبه 26 فروردین 1387 ساعت 07:16 ب.ظ

 

 

 

توی ده ارادون
ممولی اومد تو میدون
ممولی نگو، بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

نه خاتمی، نه هاشمی، نه بچه های تحکیمی
هیچکس باهاش رفیق نبود
نشسته بود با چمران، با چند تا آبادگران

باباش می گفت:
ممولی می آی بریم حموم؟
نه نمی آم، نه نمی آم
خودت رو می خوای اصلاح کنی؟
نه نمی خوام، نه نمی خوام
ممولی می خوای بیمه کنی؟
نه نمی خوام، نه نمی خوام
 بیمه مال سوسولهاست
 کی مرده فکر فرداست؟
ممولی می خوای بورس بخری؟
نه نمی خوام، نه نمی خوام
 بورس هم مال پولدارهاست
 پولدار خر آمریکاست

ملت خوب بینوا
یواش می رفت تو کوچه ها
 مردم چرا یواش می رین؟
داریم می ریم کار داریم
 بچه داریم، بار داریم
ممولی می گفت: ملت خوب نازنین
سر در هوا، پا در زمین
به من چار سال سواری می دین؟
 نه که نمی دیم، نه که نمی دیم
چرا نمی دین؟
 واسه این که ما تمیزیم
 پیش همه عزیزیم
 اما تو چی؟
جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولی می خوای چی کار کنی؟
ممولی می گفت: می رم سفر
به این طرف، به اون طرف
به کابل و به بغداد، به توگو و ترینیداد
به شهربندرعباس، یه کم اون ور کاراکاس
با این همه کیا بیا، می رم به شهرگامبیا
اون جا همه سیاهن
حموم نرفته ماهن
عکس می گیرن تلق تلق
راه می برن، ترق ترق
همه جا منو نشون می دن
برای ممولی جون می دن

دانشجو داشت راه می رفت
 دانشجویی یا استاد؟
 دانشجوی فرانسه، توی بخش زبانم
 می آی با من بازی کنی؟
 نه جانم
 چرا نمی آی؟
 واسه این که من صبح تا شب، درس می خونم
 چیزهای خوب یاد می گیرم
 آخر می شم لیسانسه، شاید برم فرانسه
 اما تو چی؟
حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولی می گفت:
می خوام برم به تبریز
بدو بدو عرق ریز
اونجا سخنرانی کنم
به کدخدا یاری کنم
 اولدورم و بولدورم
 سیزه رئیس جمهورم
 پول ندارم، وام نمی دم
 نون ندارم، شام نمی دم
 نه رقص داریم نه شادی
 نه حق و نه آزادی
 نه تخم مرغ شونه ای
 گوجه فرنگی دونه ای
 به جاش خرمای بسته ای
 فقط انرژی هسته ای

در وا شد و بیست تا زن
تو خیابون راه رفتن
شعار دادن، داد زدن
یه چیزی رو فریاد زدن
ممولی اومد پیش زن ها
 خواهر می آی شعار بدی؟
 شعار با هوار بدی؟
 باید بگی به ما راست
- انرژی هسته ای حق مسلم ماست
خانومه گفت: نه نمی گم، نه نمی گم
 چرا نمی گی؟
خانومه گفت: تو رو به خدا
تو رو به علی، تو رو به امام اولی
برو خونه تون، بیت ولی
دختر ریزه میزه
ببین چقدر تمیزه
اما تو چی؟
وعده باد، مفت و زیاد، حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

 

ممولی با آه و فس فس
اومد رسید به مجلس
 آهای آقای حداد
 خدا تو رو به من داد
 آهای رئیس و سرور
 تو ای مرد باهنر


 می آین با من بازی کنین؟
 نه که نمی آیم
 چرا نمی آین؟
 چون که می خوایم وکیل بشیم
 رئیس دسته بیل بشیم
 من و حداد و عماد و عموم
هفته ای دو بار می ریم حموم
اما توچی؟
افروغه گفت: نگاش کنین
موضع زور، هاله نور، وعده باد، مفت و زیاد، حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

ممولی اومد تو پاستور
محافظاش با موتور
الهام رسید بهش گفت:


ممولی می خوای بریم حموم؟
نه نمی خوام، نه نمی خوام
می خوای خودتو اصلاح کنی؟
نه نمی خوام، نه نمی خوام
چرا نمی خوای؟
 چون که می خوام با ایرباس
 زودی برم کاراکاس
 با داداشم چاوز جون!


 می خوایم بریم ارادون
 می خوایم بشیم قهرمان
 گور بابای دیگران

بالا رفتیم، ماست بود
قصه ما راست بود.

شعر از جناب نبوی.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo